تبليغاتX
مشاور خانواده
روان شناسی و دین و فرهنگ دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 12:11

روان شناسی و دین و فرهنگ

مقدمه :

روان شناسی : اینکه ما انسان ها بتوانیم به روش علم بشری << علم دُنیی یا دنُّی -  بر عکس آن : علم لدنّی -  دون یعنی پست و لدون یعنی بر عکس پست یعنی عالی ، الهی ، ماوراء طبیعی و یا متافیزیک>>روان یا روح یا جان را بشناسیم بعید و غیر ممکن است .[1] اما می توانیم مطالعاتی روی تجلیات روح یا روان یا جان داشته باشیم (روی هیجان ، اراده ، تفکر خرد ، اندیشه ، تکلم ، درک  و فهم ، حافظه و خلاقیت و چاره جویی و یادآوری و یادگیری ، هوش << دقت : فاکتورهای متعدد هوش و استعداد ها تا 120 و بیشتر >> [2]،  هوشیاری ، بصیرت یا هوش هیجانی[3]<< دقت :فاکتورهای این نیز متعدد است >> ، قضاوت و... ) که تازه اول راهیم و هنوز معلومات و یافته های ما نزدیک به صفر است . بنابراین بجاست که در فرهنگ ها بجای کاربرد << روان شناسی >> ؛<< تجلیات روح شناسی >> بکار ببریم .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط امراله معینی  | لینک ثابت |

جوان – آموزش – ازدواج موفق دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 11:55

بسمه تعالی

جوان آموزش ازدواج موفق

چالش ها :

پزشکی از یافته های پر ارزش علوم پایه ( زیست شناسی – شیمی – فیزیک ...) استفاده می کند و فنون پزشکی ابداع و آن را می پروراند تا بهترین ها ( بهترین فنون) شوند که در مرحله ٌ خاصی از آسیب شناسی مربوطه ، یعنی درمان ( تجویز دارو ، جراحی ، لیزر ، شوک و فیزیوتراپی و ...) به کار گرفته شوند . در نتیجه موفقیت ؛ بالای 90% است و مورد قبول محافل علمی  -و مسئولین جوامع بشری را تحت تاثیر قرار می دهند که مثلا ً در یک کشور مثل کشور ما حدود 10000 میلیارد تومان  بودجه ( بودجه وزارت بهداشت و درمان به علاوه دانشکده ها و یا


ادامه مطلب
نوشته شده توسط امراله معینی  | لینک ثابت |

یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 11:14

بسم الله الرحمن الرحيم

 

تربيت غير زبان غير قلم

آري آري چه خوب بيان شد؛ كاش بلافاصله بعد از رنسانس و انقلاب صنعتي، سيصد يا


ادامه مطلب
نوشته شده توسط امراله معینی  | لینک ثابت |

یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 11:25

مشاوران پروانه دار استان فارس

1

آقای امراله معينی

مشاوره

 

 شيراز- بيست متری سينما سعدی - چهارراه معدل - مرکز مشاوره انجمن

   شيراز- بلوار باغ حوض - کوچه 5 - کوچه 4  - پلاک 34

   شيراز- خ هنگ -  جنب موسسه مالی اعتباری بنياد - مرکز مشاوره زبان آوران شيراز

07112350821
 07118300669
 07112339414

2

  خانم ژاله رفاهی

مشاوره

 

شيراز- خيابان ارديبهشت غربیساختمان مهر-  طبقه ششم - مرکز مشاوره ارديبهشت

07112317641

 07112317637

3

خانم فرحناز شفیعی سروستانی

مشاوره

 

شيراز- خ         - شاهزاده قاسم - جنب صنایع دستی - کلینیک مشاوره ناحیه 3 آموزش و پرورش

 07117391545

4

خانم فریده کامران پور

مشاوره

 

شيراز- خ زند - روبروی بیمارستان شهید فقیهی - ابتدای خ شهید فقیهی - ساختمان جهاد دانشگاهی - طبقه دوم - مرکز مشاوره دانشجوئی دانشگاه شیراز

07112334479

5

  آقای  کريم قاسمی

مشاوره

 

شيراز- میدان دانشجو - کوچه شماره یک - ساختمان پزشکی نشاط - طبقه چهارم - مرکز مشاوره رهنمون

07116261628

6

آقای هوشنگ کمالی سروستانی

مشاوره

 

شيراز- فرهنگ شهر ايستگاه 12 رجايی 29 نبش شقايق اول  - پلاک 74

07116308740

 09171130185

7

 خانم فاطمه دوکوهکی

مشاوره

 

شيراز- خيابان قصرالدشت - نرسيده به ميدان قصرالدشت -درمانگاه مسجدالرسول - طبقه سوم - اتاق 9

07116350430

 09177113361

 09177122571


ادامه مطلب
نوشته شده توسط امراله معینی  | لینک ثابت |

آدرس سه شنبه هجدهم دی 1386 12:54

بسمه تعالي

مراكز مشاوره

 

1-  انجمن اولياء مربيان فارس– شيراز : (بيست متري سينما سعدي چهارراه معدل روبروي بستني هاني ماني)

                                     تلفن : 2333533 – 2350821

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط امراله معینی  | لینک ثابت |

ديوان عالي یکشنبه دوم دی 1386 13:36

بسمه تعالي

 

ديوان عالي

 

اينجانبان بازنشستگان فوق ليسانسه و بالاتر قبل از سال 1380 آپ نسبت به تبعيض حاصل از مصوبات كه نتيجتاً اين شده است كه كساني 600000 تومان و كساني 300000 تومان حقوق مي گيرند از «مصوب ها» اعم از مجلس و دولت شاكي هستيم، هر چه گفته­ايم و نوشته ايم فايده نداشته و ندارد و روز به روز وضعيت بدتر چرا كه مثلاً اخيراً يك تفاوت همترازي فقط به افرادي خاص داده اند و كساني مثلاً 9 ميليون تومان طلبكارو دريافت داشته و به ديگران كسان مي گويند كه شامل شما نمي شود.

(............................. شماره .............................)

 

 

امضاء كنندگان :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

رونوشت : رهبر معظم انقلاب

نوشته شده توسط امراله معینی  | لینک ثابت |

نامه به همايش یکشنبه دوم دی 1386 13:36

بسمه تعالي

همايش

دبير محترم چهارمين سمپوزيوم پيشگيري و درمان

سلام و عرض ادب و احترام خدمت آن استاد گرانقدر

 

رجاء واثق دارم كه حضرتعالي و همچون شما (گوهران ارزشمند) تصديق مي فرمائيد كه :

امروزه در كشورمان كساني ، «سايت و وب سايت و وبلاگ» دارند و مي بايست برگزار كنندگان چنين سمپوزيوم هائي از طريق اعضاي «كميته هاي اجرائي و علمي» خود به روي آن ها بروند و دست چين و گلچين كنند و آنگاه تلفني تماس بگيرند كه مثلاً :

«آقاي ..../ خانم ....  كارگاه آموزشي شما (در مورد ... اجراء در ... ) مورد پسند ما است ؛ بيائيد تهران در اين سمپوزيوم نيز آن را ارائه نمايند».

بنده حقير «مشاور پروانه 371 از سازمان نظام»؛http://moeeni86.blogfa.com؛ «كارگاه آسيب ها» دارم كه در كارگاه هاي آموزشي (سه هفته خانواده هاي شهدا و جانبازان فارس و جهاد دانشگاهي شيراز) به اجراء در آورده ام آنرا ملاحظه بفرمائيد در صورت پسند و اينكه مطلوب طبع شما باشد آمادگي آنرا دارم كه در آن سمپوزيوم ارائه نمايم .

بيائيد و بيائم به رضاي خدا و خير و صلاح خلق خدا دست از اين كارها كه : «در كتاب فلان صفحه فلان و در كتاب فلان صفحه فلان دندان اسب اينقدر» برداريم. و آنكس و آنكساني كه كار عملي مي توانند واداريد در كارگاه­ها كار ارائه دهند.

 

 

شيراز بلوار باغ حوض كوچه 5 كوچه 4 پلاك 34 منزل امرالله معيني

همراه : 09173053614

منزل : 07118300669

نوشته شده توسط امراله معینی  | لینک ثابت |

فرازهاي طرح «شيشه يكطرفه و استاد ناظر و سمينار» در مشاوره:

 

1-  استادان مجرب و توانمند كاري (در سلم و كاوشي و شناختي و رفتاري و پديدار شناختي و «شناختي رفتاري عاطفي » و گشتالتي و همتا و انسجامي يا

 MatchMking و...  سيستمي و استراتژيك و... سه بعدي وفرايند و ... كه مكاتب و رويكرد و مدل هاي مشاوره اي قرص و محكمي هستند) از سازمان نظارم روان شناسي و مشاوره ج 11 پروانه سوپروايزري يا سوپرويژني دريافت مي دارند.

2-  استادان مجرب و توانمند كاري (در مشاوره مواجهه با : اضطراب ، افسردگي و وسواس و... ومسائل و مشكلات و برنامه ريزي و ... ) از سازمان پروانه سوپروايزري دريافت مي دارند.

3-  استادان مجرب و توانمندكاري (در مشاوره در زمينه هاي : خانواده و ازدواج و طلاق و حضانت فرزندان و «يادگيري و تحصيلي و شغلي» و سازشي و سازماني و...) از سازمان پروانه سوپروايزري دريافت مي دارند. و آنگاه به طور پاره وقت در مراكز به كار مي پردازند.

4-   هم استادان سوپروايزر و هم دانشجويان و تازه كارها ضوابط اخلاقي را مطالعه و سوگند ياد مي نمايند.

5-   در سه مرحله كار انجام مي گردد و دانشجو و كارورزان هزينه را مي پردازد:

الف مرحله مشاهده : حضور در پشت شيشه و شنيدن توضيحات استاد ناظر.

ب مرحله شروع دستكاري : در حين كه استاد كار محوري در جلسه مصاحبه مشاوره­اي انجام مي دهد؛ كم كم و بتدريج كارهائي را هم به عهده دانشجو و كارورز قرار ميدهد و بازخورد مي دهد نتيجتاً اصلاحات كار ايشان .

ج-مرحله مسئوليت پذيري : دانشجو يا كارورز به تنهائي كار انجام مي دهد و استاد ناظر در آن طرف شيشه بوسيله خط تلفن ويژه از وي سؤال مي كند و به وي تذكرات ميدهد تا اينكه فراواني تذكرات به صفر برسد يعني دانشجو و كارورز لايق اخذ «گواهينامه كاري يا تجربي» شود.

نوشته شده توسط امراله معینی  | لینک ثابت |

بسمه تعالي

رياست محترم دانشكده علوم تربيتي و روان شناسي دانشگاه شيراز

با اهداء سلام و تحيات، احتراماً بعرض مي رساند كه :

 

تعدادي از مراكز مشاوره شيراز (اعم از دولتي و غير دولتي) آمادگي آن را دارند كه « طرح شيشه يكطرفه و استاد ناظر و سمينار مشاوره » در آن ها به اجرا در آيد و اساتيد مجرب سوپروايزر باشند و «كار عملي در مشاوره » در كشورمان اوج گيرد و دانشگاه رسالت خود را به نحو احسنت انجام دهد. لذا مشاوره عين پزشكي بدرخشد (مشاوره نسبت به روح و پزشكي نسبت به جسم ).

خواهشمند است آن رياست محترم در اين راه اهتمام ورزند و نام نيك خود را به عنوان شروع كننده اين اقدام و كار سترك در تاريخ به ثبت رسانيد:

دانشجويان اين رشته وتازه كارها در هر مقطعي كه باشند هزينه جداگانه خواهند پرداخت (مخصوصاًً دانشجويان دانشگاههاي غير دولتي ) و دانشگاه و اساتيد نير عوايد جداگانه اي خواهند داشت. فعلاً مراكز مشاوره آماده اين كار عبارتند از : انجمن و امين و زبان آوران. يك نسخه از فرازهاي طرح بپيوست تقديم مي گردد.

 

و باتشكر

مشاور امرالله معيني

 

نوشته شده توسط امراله معینی  | لینک ثابت |

سرزنشگر چهارشنبه هفتم آذر 1386 15:50

سرزنشگر Blaming     

كلمات : مخالفت آميز (« هيچوقت كاري را درست انجام نمي دهي . تو را چه مي شود ؟» ) .

بدن : وضع ملامت كننده دارد ( « در اينجا من ارباب هستم »).

درون : (« من تنها و ناموفق هستم »).

سرزنشگر ايراد گير و خود كامه و ارباب است . مانند بالادستها رفتار مي كند و به نظر ميرسد كه اين طور مي گويد « اگرتو نبودي ، همه كارها درست بود ». احساسات دروني نيز احساس سفتي عضلات و اندام ها است . فشارخون هم در حال بالا رفتن است . صدا خشن ، گرفته و اغلب زير و بلند است .

براي آن كه سرزنشگري تمام عيار باشيد ، بايد هر چه ممكن است با صداي بلندتر و رفتاري ستمگرانه تر رفتاركنيد . هر كسي يا هر چيزي را خوار وپست كنيد . به عنوان سرزنشگر خود را مجسم كنيد كه انگشت خود را شبيه به كسي كه متهم مي كند ، دراز كرده و اشاره مي كنيد و عبارتهاي خود را با اين كلمات شروع مي كنيد « تو هرگز اين كار را نميكني »، يا « هميشه چنين مي كني »، يا « چرا هميشه تو يا چرا هرگز تو » و از اين قبيل ، نگران پاسخ با اين سئوالات نباشيد . مسأله چندان مهمي نيست . سرزنشگر بيشتر علاقمند است كه سلطه خود را بر ديگران تحميل كند و نه اينكه واقعاً حقيقت را دريابد .

نمي دانم مي دانيد يا نه كه هر وقت به سرزنش ديگرا ن مي پردازيد نفس شما بريده بريده مي شود يا به طوركلي نفستان مي گيرد زيرا كه ماهيچه هاي گلوي شما خيلي سفت مي شود . آيا هرگز يك سرزنشگر درجه يك را ديده ايد كه چشمانش از حدقه بيرون آمده و عضلات گردن وسوراخهاي بيني اش سيخ و رنگش قرمز شده باشد و صدايش مانند كسي شده باشد كه ذغال سنگ جابه جا مي كند ؟ خودتان را به اين حالت مجسم كنيد كه يك دست را به كمر زده و با انگشت دست ديگر به اشاره كردن مشغوليد . با ماهيچه هاي صورت درهم پيچيده ، لبان كج و معوج ، سوراخ هاي بيني گشاد شده ، و دراين حالت از همه چيز انتقاد ميكنيد . وضع سرزنشگر شما به اين شباهت دارد . اين را واقعاً حس نمي كنيد كه خودتان ارزش داريد . در نتيجه اگر يك نفر را بيابيد كه از شما اطاعت كند ، آنوقت احساس مي كنيد ارزش داريد .

ـ به علت احساس خطر ( ديگ سرخالي يا اعتماد به نفس پائين ) ؛ مخفيانه كوشش دارد : شخص يا طرف مقابل را سخت بكوبد و تار و مار كند.

ـ در دامان مادر بتدريج اين نكته در وي تقويت شده است كه : هر كسي را ؛ محكم بكوب  و سر جايش بنشان تا بتواني بخودببالي. و همه مطيع تو و زير دست كني .

ـ نحوه عذرخواهي وي اين گونه است : اي بي احتياط ! به بازويت تنه زدم ! بازويت را جمع كن كه دفعه ديگر تنه نزنم .

ـ مثلاً خطاب به پسرش كه رختخوابش را جمع نكرده است : “ اي واي خدا ! اي پسر پرمدعاي احمق ، واقعاً هيچي سرت نمي شه ؟

   

حسابگر computing      

 

(1) كلمات : بيش از اندازه معقول ( « اگر كسي با دقت كامل نگاه كند ممكن است متوجه دست هاي پينه كرده شخص ديگري كه حضور دارد ، بشود ») .

بدن : حساب مي كند (« من آرام ، خونسرد و آسوده خاطرم »).

درون : (‌«‌احساس مي كنم آسيب پذيرم »).

حسابگر بسيار مرتب و معقول است و اصلا ً نشان نمي دهد كه احساسات دارد . فردي است آرام ، خونسرد و آسوده خاطر . اورا مي توان با ماشين حسا بگر يا كتاب لغت مقايسه كرد . بدنش خشك و سرد و از ديگران بريده است . صدايش خشك و يكنواخت بوده ، كلماتي كه به كار مي برد نيز به نظر انتزاعي مي رسد .

زماني كه حسابگر هستيد ، از طولاني ترين كلماتي كه ممكن باشد استفاده مي كنيد ؛ حتي اگر معناي آنها را درست ندانيد . بدين طريق ، لااقل هوشمند جلوه مي كنيد . اما بي ترديد پس ازاتمام شدن قسمت اول ، ديگر كسي به حرف هاي شما گوش نخواهد كرد . براي آنكه واقعاً خودتان را براي چنين نقشي آماده سازيد ، تصور كنيد كه ستون فقرات شما يك ميله آهني سنگين و دراز است كه نشمينگاه شما را به پشت گردنتان متصل مي كند و يقه آهني به پهناي  25 سانتي متر هم دور گردنتان پيچيده است . تمام اعضاي بدنتان را كه شامل دهانتان هم هست تا حد امكان بيحركت نگاه داريد . براي اين كه دستهايتان را بي حركت نگاه داريد بايد خيلي كوشش كنيد . اما حتماً اين كار را بكنيد .

زماني كه حسابگري مي كنيد ، صدايي از شما درنخواهد آمد زيرا كه از جمجمه به پائين احساسي نخواهيد داشت . مغزتان در اين فكر است كه تكان و حركتي به وجود نيايد و شما هم براي انتخاب كلمات صحيح مشغول هستيد . به هر حال ، هرچه باشد نبايد هيچ اشتباهي بكنيد . قسمت ناراحت كننده اين نقش اين است كه به نظرمي رسد براي عده اي ا ز مردم يك هدف و كمال مطلوب است !‌ « از كلمات صحيح استفاده كن ؛ احساسي ا ز خود نشان مده ؛ و واكنش نداشته باش » .

وضعيت حسابگرانه شما چيزي شبيه به اين شكل خواهد بود :

ـ به علت احساس خطر اعتماد به نفس پائين يا ديگ سرخالي ؛ مخفيانه كوشش دارد كه : شخص يا طرف مقابل احساس كند كه براي ايشان صدمه يا خطري نيست و لذا حسابگر هميشه مي كوشد كه ارزش خود را با بكار بردن كلمات بزرگ و به اصطلاح “ قلمبه و “ به كرسي بنشاند .

ـ در دامان مادر به تدريج اين نكته در وي تقويت شده است كه :

ساده نباش ، پيچيده ومرموز عمل كن .

ـ نحوه عذرخواهي وي اين گونه است ؛

اميدوارم عذرم را بپذيريد . سهواً و غير عمد دستم به بازوي شما خورد اگر آسيبي رسيده  ، پوزش مي طلبم و حاضرم جبران خسارت كنم .

 

ـ خطاب به پسر : ما در مورد كارايي هر يك از افراد خانواده تحقيق انجام مي دهيم . ما دريافتيم كه دراين قسمت ، يعني درمورد تو اين كارائي تنزل كرده است ، آيا توضيحي يا نظري داري ؟

 

گيج Distracting  

(4) كلمات : نامربوط ( كلمات معني ندارند )

بدن : كج ونابجا .

درون : (« هيچ كس توجهي به من ندارد ، هيچ جا ، جايم نيست ») .

هرعملي كه از يك آدم گيج سرميزند و هر حرفي كه از دهانش خارج مي شود با آنچه كه ديگران مي گويند  و كاري كه مي كنند نامربوط است . هرگز جوابي  بجا نمي دهد . احساس دروني او به افراد مات و مبهوت شباهت دارد . صدايش هم مرتب بالا و پائين مي رود ؛ غالباً با كلماتش نمي خواند و ممكن است بي دليل آهسته يا بلند شود ؛ زيرا كه فكر اين فرد درهيچ جا متمركزنيست .

زماني كه نقش فرد گيج را بازي مي كنيد اگر خود را مانند فرفره اي بي تفاوت تصور كنيد كه لاينقطع به دور خود مي چرخيد اما هرگز نمي دانيد كه به كجا مي رويد و متوجه نيستيد كه چطور به آنجا رسيده ايد ، تصوير بهتري ازاين شخصيت ايجاد خواهيد كرد . درچنين وضعي بيش از حد به حركت دهان ، بدن ، بازوان وپاهايتان مشغول هستيد . دقت كنيد كه هيچ وقت از لغات صحيح كه معني داشته باشد استفاده نكنيد . سؤالات ديگران را ناشنيده بگيريد و مثلا ً بايكي از سؤالات نامربوط خود به مطلب ديگري بپردازيد . يك تكه نوار زخم بندي خيالي از لباس كسي ديگر جدا كنيد ، بند كفش را باز كنيد ، و از اين قبيل كارها !

بدن خود را مجسم كنيد كه دريك زمان به اين طرف و آن طرف مي رود . پاهايتان را در يك حالت مبالغه آميز كج كنيد حالتي كه زانوهايتان به هم بچسبد .

اين عمل باعث ميشود كفل شما به طرف بيرون متمايل شود كه راحت تر بتوانيد شانه هايتان را قوز دار كنيد و دست ها و بازوهايتان را درجهت مخالف يكديگر حركت دهيد .

شايد در ابتدا به نظر برسد كه اجراي اين نقش موجب آرامش است اما پس از گذشت چند دقيقه ، احساس تنهايي وحشتناك وبي هدفي پديد مي آيد  البته اگر بتوانيد خود را خيلي تند تكان دهيد ، زياد متوجه اين مطلب نخواهيد شد .

ـ به علت احساس خطر اعتماد به نفس پائين يا ديگ سر خالي ، مخفيانه كوشش دارد كه : تهديد را ناديده بگيريد و انگار كه اصلاً تهديدي وجود ندارد و براين تصور است كه به مرور زمان و با ادامه اين قبيل كارها و كوشش « گيج بازي ها » ؛ تهديد از ميان مي رود  .

ـ  دردامان مادر به تدريج اين نكته دروي تقويت شده است كه :

اين قدر جدي مباش ، زندگي راسخت نگير ، كي به اين كارها كار دارد ؟

ـ نحوه عذرخواهي وي اين گونه است :

( درحالي كه نگاهش به شخص ديگري است ) ؛ هي ، اين آدم ديوانه است ، بايد تنه خورده باشد .

( خطاب به پسر ديگرش كه نزديك پسر اول ايستاده است ) :

بگو ببينم آيا اتاق تو هم تقريباً مثل اتاق برادر بزرگتر است ؟

نه ، اشكالي نيست فقط داشتم درخانه گشتي مي زدم .

به برادرت بگو قبل از خوابيدن حتما ً با مادرش صحبت كند .

 

سازشگر Placating     

(2)   كلمات : موافقت آميز ( « آنچه شما بخواهيد درست است . من اينجا هستم تا شما را خوشحال كنم » ) .

بدن : حالت رقت آميز به خود مي گيرد ( « من بيچاره ام » ) .

درون : ( « من احساس هيچ بودن مي كنم ؛ اگر او نباشد درحكم مرده هستم . من بي ارزشم » ) .

فرد سازشگر همواره سخنانش درجهت جلب توجه ديگران و خود شيريني است و سعي دارد از هرموضوعي كه موجب ناخوشايندي ديگران شود ،معذرت خواهي كند و هرگز مخالفتي نشان ندهد . به طوركلي او « آقاي بله » است . به نحوي صحبت مي كند كه گويي قادر نيست براي شخص خود كاري انجام دهد و همواره احتياج دارد تا شخص ديگري كارهاي او را تأ كيد كند  . بعد متوجه خواهيد شد كه اگر به مدت 5 دقيقه چنين نقشي را بازي كنيد احساس حالت تهوع به شما دست مي دهد .

براي آن كه بتوانيد حالت يك فرد سازشگر را به خوبي مجسم سازيد مي توانيد فكركنيد كه فردي كاملاً بي ارزش هستيد و مثلا ً همين كه به شما اجازه دادند غذا بخوريد ، آدم خيلي خوشبختي هستيد ! شما بايد مرهون و سپاس گزار ديگران باشيد و در واقع شما مسئول تمام اشتباهاتي كه اتفاق مي افتد هستيد مي دانيد كه اگر از عقلتان استفاده كرده بوديد مي توانستيد مانع نزول باران شويد ( !!!)ولي شما عقل نداريد . طبيعتاً با هرانتقادي كه از شما مي شود موافقيد . البته از اين كه كسي حاضر شود حتي باشما سخن بگويد سپاسگزاريد ، ( حالا هرچه بگويد و هر گونه صحبت كند .)‌درفكر اين نيستيد كه براي خود چيزي بخواهيد . گذشته از اين ، اصلاً شما كي هستيد كه چيزي بخواهيد ؟ با اين وجود اگر بتوانيد به اندازه كافي خوب باشيد هر چه لازم باشد خودش خواهد رسيد .

هرچه مي توانيد ملايم و مظلوم و زبون و مآيوس باشيد .

ازحيث بدني خود را مجسم كنيد كه يك زانو به زمين زده ايد ، بي اراده به چپ و راست تكان مي خوريد ، يك دستتان را به حالت گدايي به طرف بالا گرفته ايد و حتماً سرتان را به طرف بالا بگيريد .

دراين حالت ، قطعاً گردنتان دچار ناراحتي خواهد شد و چشمانتان هم خسته مي شود .

زماني كه در چنين وضعيتي صحبت مي كنيد ، صدايتان به جيغ وناله شبيه خواهد بود ، زيرا كه بدنتان را در چنا ن حالت پستي نگاه داشته ايد كه هواي كافي براي توليد صداي رسا و واضح به شما نمي رسد هر چه فكر كنيد يا حس كنيد ، همواره به هر چيز جواب « بله » خواهيد داد . وضع بدني براي تسكين دادن با پاسخ هاي تسكيني مطابقت دارد و جور است .

-    به علت احساس خطر اعتماد به نفس پائين يا ديگ سرخالي ، مخفيانه كوشش دارد كه : شخص يا طرف مقابل را به اصطلاح ديوانه كند و نداند چكاركند ؟ !

-         در دامان مادر به تدريج اين نكته در وي تقويت شده است كه :

سوء استفاده نكن ؛ خود خواهي است كه انسان چيزي را براي خودش بخواهد .

ـ نحوه عذر خواهي وي اين گونه است :

درحالي كه نگاهش را به زمين دوخته است و دستهايش را از روي تشويش به هم مي سايد مي گويد : خواهش مي كنم مرا ببخشيد ، من واقعاً آدم ناشي و دست پا چلفتي هستم . ( مثلاً هنگامي كه تصادفاً كسي به وي تنه زده است .)

ـ مثلاً خطاب به پسرش  كه رختخواب را جمع نكرده است :

(باصداي خفه و صورت افسرده سر مي رسد ) : آه من من آه ، آه ، آه اي واي پسرم من متأسفم حالت خوبه ؟ آخه مي دوني قول بده كه عصباني نميشي نه ، تو كارت را خوب انجام مي دهي ، درسته ، فقط ، - شايد بتواني كمي بهتر انجام بدهي ؟ فقط يك ذره بهتر ، شايد ؟ ها ؟

 

روان ، همتراز يا تراز      leveling

 

تمام عوامل مؤثر در انتقال پيام دريك امتداد سير مي كند :

صدا كلـماتي را مي گويد كه با حـالت صورت ، وضع بدن و طنين جور است ، روابط آزاد و آسان و شــرافت مندا نه است .

تهديد كمي متوجه احترام به خويشتن است ( تاحدي اضطراب و افسردگي لازم است ) . ديگر به سرزنشگري ، عقب نشيني ، سازش گري ، حسابگري و تحركات و حركات ياغي گري و گيجي نياز نيست .

همتراز اگر بگويد : “ از شما خوشم مي آيد “ ، صدايش گرم است ، چشمش با شماست در چشمش مهر ورزيدن به شما را خواهد ديد .

و اگر بگويد : “ واقعاً از دست شما فوق العاده عصباني هستم“ صدايش نيز خشن است و صورتش خشمگين و گرفته . خلاصه در همتراز پيامها يگانه و مستقل و مستقيم است . سرزنش گري و پرخاشگري نمي كند سازشگر هم   نيست و   گيج و حسابگر نمي باشد اين چهارنوع ارتباط ديگ سرخالي يعني عزًت نفس پايين دارند ، جسم خود را بيمار مي كنند ، ارتباط خود را با مردم مي برند ، قدرت مغزي زيباي خودرا به دور مي افكنند ، وخود را كر ولا ل و فلج مي كنند . درحالي كه دريك آدم همتراز ، امام گونه ، پيغمبرگونه به نوعي : كمال ، رواني گفتار ، با حالي و سر حالي ، سر گشادگي و در مجموع چيزي به نام آبدار بودن وجود دارد .

و مي توا ن به چنين فردي اعتمادكرد و مي دانيم كه تكليفتان با وي چيست ؟ ضمن آن كه از حضور او احساس لذت مي كنيم . چنين وضعي يك وضعيت كمال و آزادي است و زنده و جان دار وبا روح و نه مرده و مردار.

همتراز در برخورد ؛ مستقيماً به شخص ديگر نگاه مي كند و مي گويد به شما تنه زده ام، خيلي متأسفم : دردتان آمد ـ پسرم وضع اطاقت خيلي بد و نامرتب است . از ديروز رختخوابت را مرتب نكرده اي . مي خواهم كه ديگر تكرار نشود ( جدي و قاطعانه ) خودت نگاه كن و ببين كه اشكال در چيست ؟  و براي رفع آن چه بايد بكني ؟

راهكار همتراز شدن ؛ پي بردن به ترس و هراس است يعني پي بردن به : موارد ترس ها و هراسها و پي بردن به زير بناهاي اين ترس ها و هراس ها است كه موارد به شرح ذيل است و مي بايست پاسخ مناسب درمورد هريك به خود بدهيد :

 

 

 

موارد ترس ها و هراس ها :                                                     پاسخ ها :

 

1- ممكن است اشتباهي از من سر بزند .

 

1- مطمئناً دركار اشتباهاتي رخ مي دهد مخصوصاص اگر كارتازه باشد .

 

2- ممكن است طرف مقابل يا گروه اين كار را دوست نداشته باشند .

 

2-شايد كساني هم كار شما را دوست نداشته باشند .

 

3-شخصي يا گروهي انتقاد كنند .

 

3- بلي ممكن است كه انتقاد كنند ، انتقاد مفيد است و شما و هر كس ديگري كامل نيست بايستي به تدريج به مرز كمال نزديك شويد .

 

4-ممكن است من نظر خود را تحميل كنم .

 

4- كلًاًً با هركس بودن تحميل است چرا كه خواه و يا ناخواه حرف قطع مي شود .

 

5-او فكر خواهد كرد كه من خوب نيستم .

 

5- بلي ممكن است آدم خوب نباشد و گاهي ديگران آدم را خوب و گاهي بد بدانند .

 

6- ممكن است تصور شود كه من آدم كاملي نيستم .

 

6- چون مي خواهيد كه كامل باشيد  اصرار داريد : حتماً درخود عيبي خواهيد ديد .“ ازهرچه ترسيدم رسيدم “

 

7- ممكن است مرا ترك كنند .

 

7- او مي رود برود ، تنها مي شويد بشويد ، بايستي روي پاي عزيز خود باشيد . بايستي رشد ؛ مراحل خودراطي كند : چه درمورد تو و چه درمورد ديگران ـ رشد درد دارد : تغيير درد دارد و بايستي تحمل كنيد.

 

نوشته شده توسط امراله معینی  | لینک ثابت |